تبليغاتX
کتابدار
...
من هنوز نفهمیدم چرا شادی حداکثر چند ساعت دوام داره ولی غم یه عمر ؟ 
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 0:40  توسط مهدی  | 

کتابداران مردمانی خاصند با حرفه ای خاص تر . مردمانی خاص بدان جهت که با گستره وسیعی از مخاطبان سروکار دارند ، چه در یک کتابخانه عمومی و چه در یک کتابخانه عظیم دانشگاهی این وسعت مخاطب بروشنی به چشم می خورد . سیل مخاطبان کتابخانه ، از کودکی تازه سواد آموخته تا عالمی که عمری را به مطالعه و تالیف و تصنیف گذرانده و دانشجویی تازه وارد تا اساتید سپید مو ، همه را در بر می گیرد . این طیف وسیع مخاطب نیازمند توانایی های اخلاقی و رفتاری بسیاری است تا بتوان به هر دسته از مراجعان بتوان خدماتی مناسب نیاز ها و خصوصیاتشان ارایه کرد .

کتابدار باید بیش از هر چیز و پیش از گام نهادن در این مسیر جامعه مخاطبش را بدرستی بشناسد و در گسترش دانش همه اقشار و طبقات را در نظر گیرد . هرچند خدمت رساندن به یک پژوهش گر کارکشته نباید و نمی تواند هم سان خدمت رساندن به یک روستایی نوسواد باشد ، اما از یاد بردن آن روستایی نوسواد و انحصار خدمات برای آن پژوهش گر  آغاز جروی در این راه است و آنچه مانع این گمراهی می شود ، اخلاق حرفه ای کتابدار است .

اما این حرفه بدین سبب خاص تر است که علاوه بر مخاطبان بی شمارش ، علمی است که سایر علوم از آن زاده شده و کتابدار حرفه ای علم شناس ، نگاهبان و گستراننده ی جمله ی دانسته ها و دانش بشری . این حرفه فقط منحصر به دانش مطلق و علومی نیست که با قوانین ثابت شده طبیعت سروکار دارند ؛ کتابداری از علوم محض گرفته تا کوچک ترین اصول جاری یک قوم را د بر ی گیرد و این روند تازمانی ادامه می یابد که کتابدار خود را فردی رنجور و فرسوده و اژدهای خفته برگنج که خود را فقط نگهبان چند قفسه کتاب نپندارد بلکه همپای پیشرفت دانش خود نیز به پیش رود تا بتوانند به بهترین نحو در اشاعه ی آن عمل کند چنانکه در دانشگاه های پیشرو کتابداران ولو آنکه در کلاس های درس حضور نیابند خز کادر آموزشی محسوب شده و همپای استادان پیشرفت دانشجویان را تحت نظر دارند تا بتوانند با سرعت و دقت منابع مورد نیاز ایشان را فراهم و در دسترس آنان قرار دهند .

فلسفه اخلاقی و حرفه ای کتابدار

کتابداری در گذر زمان و در مسیر تمدن بشر تکامل یافته و ارزشهایی بر اصول اولیه آن افزوده شده است . این ارزش ها تنها در جهت تلاش های درست برمی خیزند و پی جویی حقیقت در آثار و اعتقاد به پیشرفت افراد چنین انگیزه ای را محقق می سازد . شور همراه با رسالت پیشگامان کتابداری از کالیماخوس گرفته تا دیویی و رانگاناتان ، امروزه جای خود ار به شور حرفه ای کتابداران نوین داده است.هرچند این اصول و ارزش ها نباید تنها دستمایه کتابدار در عمل باشد بلکه در سایه اعتبار آنها کتابدار باید خلاقیت ذهنی و فردی خود را به کار گیرد ا بتواند بهترین خدمات را به جامعه ی متبوعش ارایه دهد .

آرمان کتابدار حرفه ایی آمیزه ای است از تصویری روشن از کتابدار آرمانی (به عنوان الگوی اولیه) ، آگاهی از نیازهای ضروری جامعه و حس حفظ ارزش ها در کارهای روزمره ی حرفه اش. رویه اصلی و وکارهای روزمره کتابداری در یک نگاه درونگرایانه به هیچ وجه صلابتی را که شایسته آن است ندارد و باید با نگاهی برونگرایانه به این روند نگریست تا با دیدی جمعی و با به یاد داشتن فلسفه ی اخلاقی این حرفه نشانه ها را درک و ارزش های خویش را با فهم هوشمندانه و مشاهدات فردی و جمعی و در نهایت با اتکا به تجربه تعالی بخشند .

برخی از ویژگی های اخلاقی کتابدار

  • کتابدار باید همیشه اعتقاد به کارش را حفظ کند و معتقد باشد که کتابخانه اش برای جامعه مفید است و او نیز برای کتابخانه اش
  • مقام کتابدار درجامعه همیشه بسته به وضع سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی آن جامعه تعیین می شود اما در هر حالتی کتابدار باید مشعوف علم ، نگاهبان آن و وقف پیشبرد آموختن باشد.
  • در کار فرهنگی تمام شاخه های یادگیری نقش خاص و مفید خود را دارد . کتابدار باید از چنان آموزشی برخوردار باشد که جو هر فرهنگ رابشناسد و وظایف خود را برای ارتقای آن انجام دهد . (برادفیلد)
  • کتابدار باید تمامی معتقدات ، نظریه های سیاسی یا اخلاقی را با بی طرفی حرفه ای بنگرد . او اجازه می دهد هر متفکری نظر و عقیده ی خود را چه درست و چه نادرست بیان کند زیرا او می داند استدلال درست در گذر زمان و در مباحثه و مناظره آزاد پیروز خواهد شد .
  • کتابدار باید حرمت آزادیی که بر حرفه اش سایه فکنده نگاه دارد . آزادی های اعتقادی کتابداران عبارتند از آزادی مطالعه ، اندیشه ، گفتار ، مطبوعات ، واسپاری دانش و آزادی آموزش .
  • کتابدار باید این نگرش را که به کتابخانه به عنوان یک موزه می نگرد از بین ببرد و نظری را گسترش دهد که از کتابخانه به عنوان مرجعی عظیم از علم و ادب که با مهارت سازماندهی و مهیای استفاده شده است ، یاد می کند .
  • کتابدار باید معتقد باشد که کتابخانه برای اجتماع لازم است . اگر کتابداری موضع دفاعی نسبت به حرفه اش اتخاذ کند ، عنوان کتابدار واقعی از او سلب می شود .
  • کتابدار باید با بیانی مستدل و رسا اعتقاداتش را اعلام کند . او نباید اجازه دهد که به اندیشه های بحقش بی اعتنایی شود و باید آنها را محکم واستوار نگه دارد .
  • کتابداری ترکیبی است از دانشوری ، مهارت فنی و انسان گرایی . تنها عشق به کار و خود را وقف خدمت کردن است که کمبود ها را جبران می کند .
  • کتابدار یک مبلغ است آنچه را خود بدست آورده با دیگران قسمت می کند ؛ کتابدار خواننده کتاب ها و خادم خواننده ها است (گاردنر)
  • کتابدار باید از عامه مفهومی آرمانی در ذهن داشته باشد . او می بایست تناقضات موجود در جامعه را به نفع علایق کل جامعه رفع رجوع نماید .
  • کتابدار در برابر جامعه وظیفه ای متعالی دارد : آموزش خواننده و عامه مردم . کتابدار در این میان جانب بی طرفی را رعایت می کند ، سانسور نمی کند و نمی گوید که مردم چه بخوانند و چه نخوانند .
  • کتابدار باید هوشمند ، شجاع و معتدل باشد و از این طریق اظمینان خوانندگان را بدست آورد که این اعتماد همگانی  یکی از نشانه های کتابداری راستین است.
  • یک کتابدار خوب باید خواننده ایی آزمند باشد؛ کتابدار باید خود اهل تحقیق و تالیف باشد تا الگویی برای خوانندگان گردد .
  • کتابدار باید فرصتی فراهم کند تا افراد نوسواد بتوانند این تجربه ی نو آموخته را تمرین نمایند در غیر این صورت آنان دوباره به حریم بی سوادی باز خواهند گشت .
  • خدمات کتابخانه تنها برآوردن نیاز خوانندگان نیست بلکه خواننده آفرینی نیز هست . بهترین یاری به خواننده ، تقویت آگاهی او از طریق فراهم آوردن تمام آثاری است که سرشتی هوشمندانه ، علمی و ادبی دارند .
  • در مباحث مربوط به خدمات مرجع ، کتابدار باید به مجموعه از اصول اخلاقی پایبند باشد ؛ اصولی چون : فراهم آوردن اطلاعات درست ؛ عدم قضاوت در مورد مراجعان یا سئوالاتشان ؛ اجتناب از سانسور موارد بحث اگیز یا مخالف نظر بخشی از جامعه کتابخانه ؛ عدم تعبیر یا تفسیر اطلاعات ؛ محرمانه نگه داشتن سئوالات ؛ ارایه خدمات یکسان به افراد و اشاره به مسایل حقوقی و قوانینی چون مالکیت معنوی به هنگام ارایه اطلاعات به مراجع (1).
  • کتابدار باید در قبال همکارانش رفتاری مناسب داشته باشد .چه در یک گروه کوچک و یا در یک کتابخانه بزرگ ، افراد به دلیل علایق شخصی به فعالیت های شغلی خود با اشتیاق و همکاری به کار می پردازند .کتابداران باید با ایجاد ارتباط موثر و در روحیات و حصوصیات خاص هر فرد و با اتکا به احترام متقابل به فعالیت در کنار هم بپردازند .

در آخر علاوه بر نکات آمده در فوق ، باید توجه داشت این مسایل با توجه به تغییرات سریع جامعه تغییر می کنند و روز بیشتر از روز قبل به سوی پیچیدگی بیشتر رهسپار می شوند ولی در نهایت این اصول اخلاقی ، اعتقادی و فلسفی کتابدار است که او را در مسیر صحیح هدایت می کند .

آنچه که تفکر کتابداران برجسته نشان می دهد و همه کتابداران به آن اعتقاد راسخ دارند ، این است که کتابداری خصیصه ای منحصر به فرد دارد که شایان نگهداری است اما جز خود کتابداران چه کسی می تواند این خصوصیات خاص که همان منش بزرگ و احترام به همه ی انسان ها با هر عقیده ای است ، حفظ نماید ؟ پس باید کتابداران هر روز و هر لحظه اصول اخلاقی و اعتقادی حرفه شان را مد نظر خویش قرار دهند تا همواره به خوبی به جامعه خود خدمت رسانند .

1 . در نشانی www.swissarmylibrarian.net  می توان یادداشت های یک کتابدار مرجع را در مورد مسائل روزانه اش در کتابخانه دید .

 

 

منابع :

  1. ابرامی ،  هوشنگ . شناختی از دانش شناسی . تهران : کتابدار ، 1379 .
  2. دیانی ، محمد حسین . اصول و خدمات مرجع در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی .  تهران : کتابخانه رایانه ای ، 1385 .
  3. علومی ، طاهره . تهران : سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت) ، 1377
  4. موکهرجی ، اجیت کومار  . تاریخ و فلسفه ی کتابداری . ترجمه اسد الله آزاد . تهران : کتابدار ، 1382 .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 12:48  توسط مهدی  | 

تاریخچه :

ILS ها در سال های 1970 تا 1980 بیشتر به عنوان سیستم های خودکار شناخته می شدند .  پیش از فراگیر شدن استفاده از کامپیوتر ، کتابخانه ها از فهرست برگه ها برای نمایش مجموعه خود استفاده می کردند . زمانی که کامپیوترها برای برای خودکار سازی فهرست نویسی به کار گرفته شدند   واژه ی سیستم های خودکار نمایان شد . خودکار سازی فهرست نویسی کتابداران تا کار سخت منظم کردن فهرست ها و بروز نگهداری آنها را راحتتر انجام دهند .

کاربردهای دیگر سیستم های خودکار، کنترل ورود و خروج منابع ، تهیه آمار و گزارش ها ،نمایه سازی عنواین مجلات و افزون بر اینها پیگیری امانت بین کتابخانه ای بود .

بعد از سال 1980 ، ویندوز و دیگر سیستم های چند منظوره به طور گسترده ایی در فعالیت های تجاری کاربرد داشتند . کارکنان کتابخانه حالا می توانستند کاربرد های جداگانه [ سیستم های خودکار را ] تحت یک مجموعه ی واحد به کار برند .

با رشد شبکه اینترنت ، فروشندگان ILS ها توانایی بسیاری در ارتباط با اینترنت را به آنها افزودند .امروزه عمده ILS ها دارای پورتال های وب پایه هستند که کاربران کتابخانه می توانند از طریق آنها به وضعیت اکانت خود ، [رزرو] و تجدید امانت کتاب های خود و استفاده از پایگاه های اطلاعاتی آن لاین بپردازند .

امروزه ILS های جدید تمایل زیادی دارند تا به طور کامل از طریق اینترنت فعالیت کنند و تمام فعالیت های کتابخانه را با استفاده یک مرورگر وب انجام دهند .

 منبع

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:12  توسط مهدی  | 

یک سیستم جامع کتابخانه ایی (integrated library system, or ILS) ،یک سیستم برنامه ریزی منابع برای کتابخانه است . برای طرح ریزی بخش های کتابخانه ، بخش بندی ، وضعیت صورتحساب ها و پرداخت آنها و کنترل اعضا به کار گرفته می شود .

ILS معمولا از یک پایگاه داده ارتباطی ، نرم افزاری که در این پایگاه کار می کند و دو محیط رابط کاربران (یکی برای کارکنان و یکی برای اعضا) تشکیل شده است . بیشتر ILS ها نرم افزارهای مختلفی دارند در برنامه های مجزا که زیر سیستم خوانده می شود کارکبردی خاص دارند و در نهایت در یک محیط رابط واحد با یکدیگر عمل می کنند .

به عنوان مثال زیر سیستم های یک ILS شامل زیرسیستم :

v   فراهم آوری (سفارش،تحویل و صورت برداری منابع رسیده)

v   فهرست نویسی (رده بندی و نمایه سازی منابع)

v   گردش مواد (امانت منابع به اعضا و کنترل بازگشت آنها)

v   پی آیند ها (پیگیری مجلات و روزنامه ها مجموعه)

v   OPAC (محیط رابط سیستم برای کاربران)

است .

هر عضو هر بخش دارای یک شناسه خاص برای خود در پایگاه است که به ILS اجازه می دهد فعالیت آنها را پیگیری و کنترل نماید .

کتابخانه های بزرگ ILS ها را برای سفارش و دریافت ، کنترل صورتحساب ها ، فهرست نویسی ، امانت ، پیگیری و جانمایی مواد به کار می گیرند . در کتابخانه های کوچک غیر انتفاعی (مانند مجوعه های شخصی و کلیسا ها ، مساجد و کنیسه ها) که هزینه برایشان مهم است نیز نیاز به استفاده از ILS وجود دارد و این دسته از سازمان هم باید از سیستم های مدیریت کتابخانه[ کم هزینه تر ] استفاده کنند .

اغلب کتابخانه ها در کشورهای توسعه یافته ILS ها را به کار می گیرند.

در بریتانیا از ILS ها گاهی به عنوان سیستم اداره کتابخانه نام برده می شود .(ادامه دارد)

 این نوشته نیاز به ویرایش دارد.

ils

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 0:40  توسط مهدی  | 

بس هوا سردش بود و منم سردم بود.

 آسمان سر در گم و خدا غمگین بود !

 و منم مثل همیشه ،  تک و تنها ، لب آن پنجره ی خورده ترک ، غرق در فکر خدا ، در تکاپو بودم!

 دل فسرده می نوشتم از او....................!

 در همین گیر و گدار ، لرزش پنجره ها رشته ی فکر مرا کرد جدا.

 قاصدک بود که می کوفت به روی شیشه ی خورده ترک!

 پا شدم پنجره را وا کردم.

 سوز تندی آمد، همزمان قاصدک هم داخل شد.

 قاصدک خنده نمی کرد چون همیشه ،

 قاصدک در خود بود!

 قاصدک چرخی زد .

 معصومانه زمین خورد و گریست!

 قاصدک جان چه شده ست؟!

 قاصدک، هان: چه شده ست؟!

 قاصدک زار مزن  ، گریه مکن.........

 قاصدک اشک مریز، ناله مکن..........

 قاصدک زجه مزن ....

 قاصدک حرف بزن....

 گو به من تا چه شده ست...........؟!

 تو چرا غمگینی؟!

 گو به من دردت چیست؟!

 آخر این حرفت چیست؟!

 چه پیام آوردی که چنین غم زده ای؟!

 جان من حرف بزن  ، ترسیدم!

 خبر تو از کیست؟

 قاصدک حرف نمی زد !

 قاصدک ساکت بود!

 قاصدک عاشق بود ،  چشمهایش می گفت!

 از نگاهش خواندم که گرفتار نگاهی شده است!

 عاشق قاصدک دیشب خواب!

 قاصدک جان تو چرا؟!

 قاصدک خواب دروغ است!

 قاصدک ، هان: تو چرا؟!

 تو خودت می گفتی : عشق دروغ است و سراب!

 تو خودت می گفتی : عشق وهم است و خیال!

 تو خودت می گفتی : عشق غریب است و فریب!

 عاقبت پس تو چرا؟!

 قاصدک نطق نمی کرد!

 قاصدک تاب نداشت.

 وز پس حادثه ی عشق تنش می لرزید، مثل یک برگ درخت از سرما ، مثل یک شاخه ی بید!

 قلب پاکش به سختی میزد.

 و نفسهاش به شمارش افتاد...

 قاصدک عاشق بود گرچه خود می دانست...........

 قاصدک جان پاشو...............

 قاصدک حرف بزن..............

 قاصدک هیچ نمی گفت ، قاصدک ساکت بود!

 قاصدک گریه نمی کرد دگر!

 آخرین حرفش همین بود: سکوت!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 و چه آرام و قشنگ چشهمهایش را بست.

 پر پرواز نداشت!

 و چه زیبا پژمرد!

 قلب پاکش ز تپش خسته شد و ساکت شد.

 قاصدک هیچ نگفت

 و چه عاشق هم مرد!

 چشم من اشکی شد ، قاصدک اشک مر اباورکرد!

 چشمهایش وا شد، رو به سویم خندید!

 قاصدک خندیدی..............؟!

 قاصدک زنده شدی.............؟!

 باز هم هیچ نگفت...........!

 و دمی زنده شد و باز هم مرد.

 و چه خندان پژمرد!

 قاصدک باز هم مرد.

 و دوباره چشم من اشکی شد .

 ولی اینبار خبر از وا شدن چشمی نیست..........!

 قاصدک مرد دگر ،

  تا همیشه،  تا ابد.....................

 قاصدک مرد و ولی هیچ نگفت!

 و فقط گوشه ی قلبش چنین حک شده بود :

 " مردن از عشق چه بس شیرین است. "

 قاصدک مرد و پیامش این بود............................!

                                    

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 0:12  توسط مهدی  | 

متن کامل شاهکار ادبی حضرت علی(ع):   خطبه بدون نقطه

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.

یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.

شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.

بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.

خداوند این امّت را  به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.

درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.

او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).

از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید

emam ali

 

منبع

amirworld.com

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 15:40  توسط مهدی  |