تبليغاتX
کتابدار

خداوند ختم کرد رسولانش را با اسو ی بزرگی و امانت،مردانگی و بزرگواری ،

پیامبر ما ،

محمد رسول الله . . .

محمد

لاتو  هبل و عزا از پايه شكستم من . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 0:9  توسط مهدی  | 
!

چند تا جمله مسخره و خنده داري که روي بعضي محصولات آمريکايي ديده شده:
روي جعبه سشوار: از استفاده در هنگام خواب جدا خودداري کنيد!

روي جعبه چيپس: شانس خود را براي برنده شدن بيازماييد. احتياجي به خريد نيست، جزئيات در داخل جعبه مي‌باشد!

روي جعبه يکي از غذاهاي منجمد: پيشنهاد ميشود در حالت غير منجمد مصرف نماييد!

روي جعبه پيتزا: لطفا جعبه را سروته نکنيد!

روي قوطي سوپ آماده: تذکر: محتويات بعد از حرارت ديدن، گرم خواهد بود!

روي جعبه اتو برقي: لباسها را قبل از اتو کردن از تن در آوريد!

روي جعبه قرص سرماخوردگي کودکان: براي اطفال زير 12 سال؛ بعد از استفاده از قرص، از رانندگي پرهيز کنيد!

روي جعبه قرص خواب: استفاده از اين قرص با حالت خواب آلودگي توام خواهد بود!

روي جعبه چراغهاي کريسمس: فقط در داخل يا خارج خانه استفاده شود!

روي جعبه چرخ گوشت: از استفاده در موارد ديگر خودداري کنيد!

روي بسته آجيل: قبل از استفاده بسته را باز کنيد!

روي بسته بندي لباس سوپرمن براي بچه‌ها: هشدار، اين لباس توانايي پرواز ندارد!

روي جعبه دستگاه چمن زني: وقتي دستگاه روشن است، تيغه‌ي چمن زني حرکت ميکند!

ته قوطي نوشابه: لطفا از طرف ديگر قوطي، آن را باز کنيد!

روي قوطي اسپري رنگ: از اسپري کردن به روي صورت خودداري کنيد!

روي قوطي فندک: محتوي مواد محترقه!

دوخته شده به گوشه پتو: لطفا در هنگام گردباد، از اين پتو به عنوان پناهگاه استفاده نکنيد!

یادم نیست در کدام بلاگ خوندم اما امیدوارم نویسندش ناراحت نشه !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 22:49  توسط مهدی  | 

بزرگان سپید مو

اسم دکتر حری عزیز و سرکار خانم انصاری بزرگوارو پشت جلد کتابهامون

زیاد خوندیم ،اینم تصویر این اساتید عزیز :

s`

 

با تشکر از آقای اصنافی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 23:54  توسط مهدی  | 

سواد اطلاعاتي چيست؟
اصطلاح سواد اطلاعاتي بعضي اوقات ترجيحا به عنوان اطلاعات مناسب و بطور عموم به عنوان توانايي دسترسي ، ارزيابي ، سازماندهي واستفاده از اطلاعات در يك تنوع از منابع تعريف شده است براي اينكه كسي داراي سواد اطلاعاتي گردد بايد چگونگي وضوح يك موضوع يا ناحيه اي از دستورالعملهاي مورد نياز را بشناسد. انتخاب اصطلاحات مناسبي را براي روشني مفهوم يا موضوع مطابق دستورالعمل يك خط مشي جستجو انتخاب كند كه منابع مختلف اطلاعاتي و روشهاي متنوعي كه اطلاعات را سازماندهي مي نمايد فرموله كند.
داده هاي جمع شده را براي ارزيابي ، تناسب ، كيفيت و مفيد بودن تحليل نمايد و بطور صحيح اطلاعات را به طرف دانش سوق دهد(انجمن كتابداري امريكا1989)
اين شامل يك فهم عميق از چطور و كجا اطلاعات را پيدا كردن مي شود. توانايي قضاوت دراطلاعات هدفدار و محتاطانه مي باشد ، چطور بهترين اطلاعات مي تواند به نشان دادن مشكل يا انتشار آن در يك دست كمك نمايد.
سواد اطلاعاتي همانند سواد كامپيوتري كه نيازمند شناخت فناورانه است واينكه چطور نرم افزار و سخت افزاري را بسازيم نيست يا سواد كتابخانه كه نيازمند توانايي استفاده از مجموعه كتابخانه و خدماتش مي باشد نيست. همچنين يك ارتباط قوي متعلق به همه اين مفاهيم وجود دارد. هر كدام از اين سوادها چندين سطح از تفكر را بصورت حياتي نياز دارند. اما در مقايسه با سواد كامپيوتري سواد اطلاعاتي صرفا به آنسوي دسترسي داشتن به دانش چطور استفاده نمودن از فناوري مي رود زيرا فناوري تنها كيفيت آموزش تجربي را تضمين نمي نمايد. ودر مقايسه با سواد كتابخانه اي ، سواد اطلاعاتي بيشتر از جستجو در يك فهرست پيوسته يا مواد مرجع ديگرمي باشد زيرا سواد اطلاعاتي يك تكنيك نيست بلكه يك هدف براي آموزشگران مي باشد.(گيلتن1994 )
سواد اطلاعاتي به يك آگاهي از روشي كه سيستم هاي اطلاعاتي كاربردي و ارتباط ديناميك بين يك نياز اطلاعاتي ويژه و منابع و كانالهاي مورد نياز به منظور رضايت آن نياز مورد نياز است.

برگرفته از:

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 0:59  توسط مهدی  | 
این نوشته هم بی ارتباط نیست :

البته امیدوارم نویسنده این متن ناراحت نشود .

depresion

دوستان همگی سلام

            راستش دو دل بودم که این نوشته را روی وبلاگ بگذارم یا نه؟ اما بلاخره تصمیم خودم گرفتم و این کار را کردم. هرچند این که می نویسم همة حرفای من نیست. می خواستم بگم که این آخرین نوشتة من روی این وبلاگ است راستش تصمیم دارم که دیگه نه مطلبی برای قاصدک بفرستم نه اینکه به عنوان یک دانشجو هیچ کار گروهی را انجام نمی دم. خوب اینم یک تصمیم است. بهتر سرم پایین بیندازم بیام دانشگاه بعد برم. خوب آخر دست هم یک مدرک بلاخره به ما می دند (البته با این وضعیت، انشاءا...). شاید از خودتون بپرسید که مشکل من چیه؟ اون بمونه بین من و این دانشگاه. که ای کاش پایم را داخلش نگذاشته بودم. آخه بابا دانشگاهی که نمی خواد حرف من دانشجو را بفهمه؟ آخه وقت من برام آنقدر ارزش داره که کاری را انجام بدم که حداقل دیگران هم ...

 

 

منبع : وب لاگ انجمن علمی دانشجویان کتابداری دانشگاه جامع اصغهان



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 22:29  توسط مهدی  |